چشمم تو را جستجو می کند...، بابا اگر دلم برایت تنگ بشه...باید چیکار کنم؟
بابا قطره اشکم صبر نداره ، همچو موجی بی قرار حال دلم را به تو می رسانه
بابا سالهاست دستم دستی را نمی خواهد ... دستم با دستت آشناست...گرمی دستانت را حس میکنم
بابا ... موسم دلم ابری است... چشمانم می بارند... رعد و برق تنهایی ام را میسوزاند
هر روز زمزمه میکنم
تو را میخوانم با ساز دل همچو بلبل
تو نغمه زندگی ام شده ای
.
.
.
بابا
سرود زندگی ام را با تو می خوانم